اشتغال مولد ، کارکرد فراموش شده سازمان

بابک گلپریان درس آموخته ها, متفرقه, مدیریت عمومی Leave a Comment

یک کارکرد عمده اجتماعی بنگاه ها تامین اشتغال مولد (Productive Employment) است.

شاید درست باشد اگر فرض کنیم هدف اصلی بسیاری از بنگاه های اقتصادی به دست آوردن سود است، سود به معنی باز گشت (به مقدار بیشتر) سرمایه ای که مالکان و سرمایه گذاران بنگاه اقتصادی و یا سازمان صرف کرده اند. اما فراموش نکنیم که سود برای یک سازمان یک وسیله است نه هدف. (حداقل باید اینگونه باشد). وجود سود در یک سازمان ضرورتی است جهت بقای آن.

کارمندان و کارکنان سازمان کار خود را درون سازمان می آورند و در عوض پول را از آن خارج می کنند. درست برعکس مشتریان که پول به سازمان می آورند و کالا از آن خارج می کنند، معمولا این مبلغ (ورودی) بیش از مجموع کالا و خدماتی است که توسط تامین کنندگان و خدمات و … به درون بنگاه آمده است.

اگر تفاضل منابعی که بنگاه مصرف می کند با آنچه مصرفش را برای دیگران ممکن می سازد مثبت باشد، بنگاه تولید ثروت کرده است که این موضوع کشف تازه ای نیست. خود سود به تنهایی ارزشی ندارد، مهم راهی است که سود در آن به مصرف می رسد. چیزی که اهمیت بسیار دارد توجه به این مساله است که یک سازمان علاوه بر تولید ثروت، کارکرد توزیع آن را نیز دارا است. این موضوع یعنی “توزیع ثروت” معمولا مورد غفلت قرار می گیرد.

  • به نظر شما بهترین راه های توزیع ثروت کدامند؟
  • چه پارامترهایی برای توزیع ثروتی که تولید می کنید در نظر گرفته اید؟
  • تا چه حد از تامین اشتغال مولد به عهده ماست؟

پیشرفت اجتماعی، بهبود همگان را بیشتر و بیشتر به وظیفه هر کس تبدیل میکند.

هنری جورج

 

به همه مربوط است

به همه مربوط است

به طور خیلی ساده در واقع اگر یک شخص بتواند به واسطه مهارت ها و کارش، درآمدی متناسب با مخارج خود و بستگان درجه اولش داشته باشد نشانگر وجود اشتغال مولد است.

استخدام مولد و توام با بهره وری بنگاه ها، اگر مهم ترین روش توزیع ثروت نباشد بدون شک از مهم ترین روش هاست. این تنها راهی است که در حال حاضر برای تغییر و اصلاح وضعیت تولید و توزیع ثروت در دسترس است.

اشتغال مولد به عواملی من جمله مهارت های نیروی کاری، لزوم آموزش و پرورش، وجود اطلاعات بازار کار و … بستگی دارد.

هرگاه بنگاه های خصوصی ثروتی عادلانه و رضایت بخش تولید و توزیع نکنند، در چنین حالتی معمولا دولت ها بنگاه ها را ملی میکنند حتی اگر این کار مستلزم قربانی کردن سود باشد، مساله دولت ها عموما همین بوده است که هر قدر در توزیع ثروت خوب عمل کرده اند، در تولید آن ناکارا بوده اند. با تولید ثروت ناکافی عملا توزیع فقر اتفاق می افتد.

اگر کمی آینده نگر باشیم و منافعی بلند مدت برای کارکنان خود (یا بالاتر از آن برای محله، منطقه …، کشور، تا انسانهای هر کجای جهان!) مد نظر بگیریم، تنها با توسعه و ارتقاء مهارت های نیروهای کاری خود، با توجه ارزش دادن به آموزش آنها (بخش کوچکی توزیع ثروتمان) مطمئن باشیم که نه تنها برای بنگاه خود تولید ثروت بیشتر کرده ایم، بلکه گامی مهم در راستای کاهش فقر، ارتقاء سطح فکری و مهارتی سازمان خود و در نهایت جامعه خود برداشته ایم.

از دیدگاه جامعه، تولید و نگاه داشت سطح اشتغال مولد، نخستین مسئولیت یک بنگاه خصوصی است. اگر به هر دلیل نتوانیم و یا نخواهیم مسئولیت توزیع مناسب ثروت را بپذیریم، با برداشتن یک گام رو به جلو، با ایجاد یک دغدغه کوچک، مطمئن باشیم نقش مهمی ایفا می کنیم.

گاهی کوچکترین تغییر نگرش، منجر به تغییرات بزرگی می شود. به اعتقاد من روی دادن هر تغییر (اول) از خود ما شروع می شود.

منبع: باز آفرینی سازمان – راسل.ل.ایکاف

starts-with-you

 

جمع آوری و تالیف

بابک گلپریان

زمینه فعالیت من مشاوره و آموزش تخصصی در زمینه مدیریت پروژه هاست، دوره های آمادگی جهت کسب PMP، مشاوره طراحی، بهبود و پیاده سازی سیستم هایی برای مدیریت هر چه بهتر پروژه ها, به طور کلی مشاوره مدیریتی از آنالیز و توجیه اقتصادی کسب و کار تا برنامه ریزی، کنترل و مدیریت پروژه های سازمان ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *