از من نپرس در 5 سال آینده خودم را کجا می بینم!

بابک گلپریان درس آموخته ها, دسته‌بندی نشده, متفرقه 2 نظرات

چندی پیش دوستی این تمرین را به من داد، و من را شگفت زده کرد! اینکه متوجه شدم با وجود اینکه سعی میکنم تا حد ممکن در کار و در زندگی شخصی با برنامه ریزی  و داشتن رویکرد دقیق و نگرش به آینده حرکت کنم اما نمیتوانم جواب درست و دقیقی به این سوال که “دوست دارم تا ۵ سال آینده کجا و در چه جایگاهی باشم” بیابم.

شاید بتوان گفت که مشکل به نوعی در روش طرح سوال است، من نمیخواهم ۵ سال آینده “جایی” باشم، میخواهم در آینده “کاری” بکنم، این تغییر نگرش میتواند مسیر پاسخ دادن به این سوال را تا حدی هموار کند.

بهتر است به بررسی یک نکته و چند شاخص بپردازیم:

  • من نمیدانم چه چیز من را راضی میکند! ( هیچ کس نمیداند!)

در کتاب “Stumbling on Happiness” نوشته دن گیلبرت به این نکته اشاره میکند که ما (انسان ها) در پیشبینی عوامل شادی و خوشبختی خود موفق عمل نمیکنیم، البته دلایل مختلفی برای این مساله وجود دارد، یکی از این عوامل درواقع این است که ما خیلی هم در پیشبینی کردن امور از دید کلی  دقیق و خوب عمل نمیکنیم، دوم اینکه ذهن ما بجای ذخیره و ثبت واقعیت ها تمایل به نگه داشتن خاطراتی مبهم و حتی گاهی نادرست از گذشته دارد. در نتیجه مبنای پیشبینی های ما از آینده گاهی بر اساس اطلاعات و خاطراتی شکل میگیرند که خود خالی از ایراد نیستند.

جالب است!  مثلا اگر شما با پیش زمینه ای نسبت به یک فیلم به تماشای آن بنشینید، میزان لذتی که از قبل  فکر میکردید از تماشای آن خواهید برد به مرور زمان جای لذتی که به واقع  از تماشای آن بردید را خواهد گرفت…

حال با این فرض به بررسی این بپردازیم که من میخواهم در ۵ سال آینده از موقعیت و زندگیم راضی باشم. این توقع کار را برای من دشوار میکند، با فرض اینکه من در حال حاضر خیلی از شرایط موجود خودم راضی و خوشنود هستم، می بایست شاخص هایی بیابم چه فعالیت هایی هستند که مرا خوشحال میکنند.

  • شاخص اول: میزان خود خواهی

هر روز من فعالیت های گوناگونی انجام میدهم، برخی برای خودم و برخی برای “دیگران”. دیگران شامل خانواده، دوستان، شرکت های مختلف و تمامی دنیای پیرامون من است. در واقع لیست بلند بالایی از فعالیت های روزانه من را “دیگران” شامل میشوند. خیلی محتمل است که هر یک از ما در کارهای دیگران غرق شویم و خود را فراموش کنیم، خیلی از ماها وجود یک چنین لیستی را انکار میکنیم و از پذیرفتن و دیدن آن گریزانیم. در واقع ایجاد تعادل میان خود و “دیگران” امری حیاتی و یک جور هنر محسوب میشود!

priority-jars

  • شاخص دوم: نرخ بهره

گاهی اوقات ما پولمان را در بانک میگذاریم. گاهی از حسابمان برداشت میکنیم. هر کاری که ما میکنیم دارای “ارزش آنی” می باشد. ( مثلا اگر مشغول سرمایه گذاری هستید در واقع ارزش فعلی کار شما در لحظه منفی می باشد.)  همچنین ارزش آینده که امید دارید کسب کنید. ارزش آینده در واقع ارزش چیزی است که در آینده امیدواریم کسب کنیم. ( مثلا اگر نرخ بازگشت سرمایه مورد سرمایه گذاری شده شما مناسب باشد ارزش آیند مثبت خواهد بود)

میلیون ها روش محاسباتی جالب برای این کار وجود دارد. ولی در شرایط نرمال اقتصادی برای عموم مردم ارزش یک دلار، فردا کمتر از ارزش یک دلار در امروز است. (اما کسب ۱۰ دلار فردا ممکن است ارزشش را داشته باشد) همه به طور معمول انتظار دارند سرمایه خود را افزایش دهند. همین محاسبات را میتوان برای وقت و انرژی که روزانه صرف میکنیم نیز انجام داد.

من به شخصه اهل سرمایه گذاری هستم. عموما نگاه و امید من به آینده است. اما ریسک این نگرش در واقع این است که اگر تمامی توان و زمان خود را صرف سرمایه گذاری کنیم دیگر وقت و انرژی برای لذت بردن از زمان حال خود نخواهیم داشت. با کمی تعمق در باره آنچه که دوست دارم در آینده انجام دهم باید در نظر بگیرم که تا چه میزان قصد دارم سرمایه گذاری کنم و چقدر از میوه و ثمره سرمایه های امروز خود لذت ببرم..

اینکه ۵ سال آینده کجا هستم و چه میکنم شاید خیلی هم مساله مهمی نباشد. فقط امیدوارم تلفیقی باشد از کمک به خودم و “دیگران” تعادلی میان سرمایه گذاری و لذت از زمان حال…

گرداوری، ترجمه و نگارش

بابک گلپریان

زمینه فعالیت من مشاوره و آموزش تخصصی در زمینه مدیریت پروژه هاست، دوره های آمادگی جهت کسب PMP، مشاوره طراحی، بهبود و پیاده سازی سیستم هایی برای مدیریت هر چه بهتر پروژه ها, به طور کلی مشاوره مدیریتی از آنالیز و توجیه اقتصادی کسب و کار تا برنامه ریزی، کنترل و مدیریت پروژه های سازمان ها.

 

نظرات 2

  1. Mehranabadi

    در نظرگاه کلی،پیش بینی تئوریک چه کردن بجای کجا بودن،ممکن است عبارت مطروحه ی فرضی درپرسش نخست را اصلاح کند؛ ولی در عمل، پارامترهای اجرایی برای مدد وراه گشایی فاعل انجام دهنده ی کار را،مطرح نمی کند،وقتی متن فوق داعیه دار پیش بینی عوامل خوشبختی است، فاکتور های خارج از اراده. ی فرد را که در ید فرماسیون های حاکموسیستم ها ی جاری هستند،نا دیده می گیرد.

    1. بابک گلپریان

      با سپاس از شما،
      باید عرض بکنم که این متن و از نظر بنده، در واقع مطرح شدن یک چنین سوال های که عموما در مصاحبه های شغلی و … مطرح میشه، را به نوعی غیر قابل پاسخ میبینیم.
      چرا که نه تنها عوامل در دست ما، و معیار های خوشبختی و خوشحالی و .. با شرایط هر شخص و نیاز ها و خواسته ها، با گذر زمان دائما در حال تغییر است، بلکه عواملی نیز به فرمایش شما که میتوان آنها ا به طور کل به عنوان عوامل خارجی و خارج از اراده هر فرد (به نوعی) فرض نمود، وجود دارند که بسته به محیط زندگی و شرایط اجتماعی هر شخص میتونند نقش بسیار مهمی هم در نتیجه بازی کنند.
      که البته در این متن به عوامل خارج از اراده اشاره نشده است،
      متن فوق به هیچ عنوان قصد و توان پیشبینی عوامل خوشبختی را ندارد. بلکه نیت کل اشاره به این موضوع است که با توجه به تغییرات دائمی ( روحی و فردی) و محیط در حال تغییر زندگی هر شخص، شاید ناگزیر باشیم دورنمای نگاه خود را از پنج سال آینده به پاسخی نهایتا برای چند ماه پیش رو تقلیل دهیم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *